شماره‌های پیشین​​​​​​​

فهرست مقاله‌ها

در شماره‌های پیشین...

درآمدی بر مفهوم مدرن «مردم»​​​​​​​

کنسرت و تاریخ شنیدن​​​​​​​​​​​​​​

(مقصودعلی صادقی - دانشگاه تربیت مدرس)

علم تاریخ و مدیریت بحران آب​​​​​​​

(نینا مازیار -  دانش‌آموخته کارشناسی ارشد تاریخ)

(پویا نکویی - دانشجوی دکتری دانشگاه شهری نیویورک)

​امروزه بحران آب در سراسر ایران‌زمین به سرحدی خطرناک رسیده است. مدیریت‌های نادرست آب در دهه‌های اخیر همراه با خشکسالی‌های پیاپی دست‌به‌دست هم داده است تا چنین وضعیتی پیش آید. این وضعیت اقتضای آن دارد که هر ایرانی  به سهم خود گامی برای برون‌رفت از این وضعیت بردارد. یکی از عرصه‌هایی که انتظار می‌رود به حل این بحران یاری کند عرصهٔ دانش است. در این راستا آنچه در پی می‌آید نیز از یک سو نگاهی کوتاه به وجه تاریخی بحران است و از سوی دیگر به این که علم تاریخ در این میانه برای حل آن چه می‌تواند بکند.

​تاریخ شنیدن یکی از حوزه‌‌‌های تاریخ احساسات و عواطف است که در سال‌‌‌های اخیر مورد توجه تاریخ‌نگاران رویکردهای تاریخ فرهنگی و تاریخ اجتماعی موسیقی در خارج از ایران قرار گرفته است. ​​​​​​​با تغییر و تحولات اجتماعی و سیاسی سال‌‌‌های پس از مشروطیت, حیات اجتماعیِ موسیقی دستخوش تحولات متعددی شد. یکی از تبعات این تغییر و تحولات، حضور موسیقی در عرصهٔ عمومی بود. موسیقی به‌‌‌ مثابهٔ یک سوژهٔ مدرن در روزنامه‌‌‌ها به بحث‌‌‌ گذاشته می‌‌‌شد و در سالن‌‌‌های کنسرت و نمایش، کافه‌‌‌رستوران‌‌‌های پایتخت و همچنین از صفحات گرامافون شنیده می‌‌‌شد.​​​​​​​

«مردم» مفهوم مدرنی است؛ دستِ‌کم فهمی که در بستر معاصر از این واژه وجود دارد با فهم پیشینی آن تفاوت دارد. مردم در گذشتهٔ پیشامعاصر تودهٔ وسیع و بی‌شکلی را تشکیل می‌دادند که همچون محکومانی پیش چشم حاکمان به‌شمار می‌آمدند؛ به‌جز رویدادهایی استثنا، نه در مناسبات سیاسی چندان مهم دانسته می‌شدند و نه به حساب معادلات منطقه‌ای می‌آمدند. البته این بدان معنی نیست که مردم به‌مثابهٔ مجموعه‌ای از نفوس متشکل در گذشتهٔ پیشامعاصر کنشگری نداشته‌اند، اما آنچه مردم زمانهٔ معاصر را از نمونهٔ پیشامعاصر آن جدا می‌کند تفاوت مفهومی است.​​​​​​​

عکس: جنین ویدل​​​​​​​

 برشی از پوستر کنسرت روح‌انگیز خانم​​​​​​​

 شماره ۱۸ و ۱۹

گفتمان مصلحان اجتماعی دهه ۲۰ دربارهٔ تن‌فروشی​​​​​​​

درختان مقدس، درمانگران محلی و آیین‌های سوگ​​​​​​​

(عبدالمهدی رجائی -  دانش‌آموخته دکتری تاریخ)

رفتگرهای شهرداری اصفهان (مرور تاریخی)​​​​​​​

(الهام اظهری- دانش‌آموخته کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی)

(نسیم خلیلی - دانش‌آموخته دکتری تاریخ​​​​​​​)

​در دوران رضاشاه و بازسازی تشکیلات شهرداری، مطابق خبری که در روزنامهٔ اخگر در سال ۱۳۱۱ آمده است، شهرداری اصفهان در آن زمان ۲۴۰ سپور داشت که می‌خواست ۴۰ نفر آن‌ها را اخراج کند. اما نکتهٔ مهمی که باید بدانیم این است که همهٔ این ۲۴۰ نفر به جمع‌آوری پسماند مشغول نبوده‌‌‌‌‌اند بلکه بخش عمده‌ای از آنان امر «آب‌پاشی» گذرهای شهر را بر عهده داشته‌اند.دقیقاً ده سال بعد شهردار اصفهان به دنبال استخدام 50 رفتگر جدید بود. در متن خبر [روزنامه اخگر] به خوبی معلوم می‌شود که عمل رفتگری شامل آب‌پاشی خیابان‌ها هم می‌شده است​​​​​​​.​​​​​​​

​مطالعهٔ فرهنگ عامه در مونوگرافی‌ها، که همان فرهنگ‌نگاری شهرها و روستاها باشد، راهی بود که با تکاپوهای صادق هدایت در ایران شروع شد. دو کتاب اوسانه و نیرنگستان صادق هدایت، از نخستین منابع مردم‌نگارانه در تاریخ معاصر ایران‌اند و مملو از اطلاعات ناب دربارهٔ فرهنگ، باورها و زندگی روزمرهٔ توده‌های مردم. هدایت نام کتاب‌هایش را با الهام از متون پهلوی برگزیده ‌و شاید از این‌رو که این دو کتاب نقطهٔ تلاقی تاریخ اسطوره‌ای و فرهنگ عامیانه است. بیشتر داستان‌های او از بن‌مایه‌های ادبیات شفاهی برخاسته‌‌اند. ​​​​​​​​​​​​​​

​​از دوران ناصری، ضرورت‌های تاریخی و عوامل اجتماعی مختلفی تن‌فروشی را به منزلهٔ یک مسئلهٔ اجتماعی به ساحت فکر و اندیشهٔ ایرانیان وارد کرد. تشکیل نهاد نظمیه و انضباطی‌شدن تن‌فروشی، رشد بیماری‌های مقاربتی و شکل‌گیری گفتمان پزشکی مدرن و ... همه از جمله عواملی هستند که از دوران ناصری به پرسمانی شدن و مسئله‌مند شدن تن‌فروشی کمک کرده‌اند. در دهه‌های بعد و با رقم‌خوردن مشروطه و آزادی‌های سیاسی و اجتماعی و ظهور طبقه‌ای از روشنفکران و مصلحان اجتماعی، گفتمان‌های حول تن‌فروشی صدای بلندتری به دست آوردند.

عکاس نامشخص

خرید شماره ۱۸ و ۱۹

تاریخ در ترازو  / گفت‌وگو از محسن آزموده

چرا تاریخ این اندازه برای قدرت‌ها مهم است؟ ​​​​​​​

تاریخ نوعی ساختار است؛ یعنی قواره ایجاد می‌کند. چرا جامعه‌شناسی نهادگرایانهٔ تاریخی این اندازه اهمیت دارد؟ زیرا نشان می‌دهد که در ایران یک قوارهٔ نهادی وجود دارد. یعنی یک امر تاریخی را به‌عنوان یک ساختار در آنجا یا یک ذات یا جوهر عرضه می‌کند. همان‌گونه ‌که جامعه مثل یک چسب همهٔ هویت‌های دیگر را گرد هم می‌آورد، تاریخ نیز در یک مقیاس زمانی، افراد را به‌عنوان یک هویت جمعی متشکل می‌سازد. تاریخ روایت می‌سازد و بسیاری مواقع به یک اَبَرروایت بدل می‌شود. ​​​​​​​

گرمابه در روزگار رضاشاه​​​​​​​​​​​​​​

​از کاریز کویر تا کاخ‌های کوروش

(مرتضی دانشیار - شماره ۱۶ و ۱۷ مردم‌نامه)

طُرُسک: فراز و فرود روستا در تاریخ معاصر ایران​​​​​​​

(عبدالمهدی رجائی - شماره ۱۶ و ۱۷ مردم‌نامه)

(لیلا طباطبایی یزدی - شماره ۱۶ و ۱۷ مردم‌نامه)

​سه بازوی اصلی اقتصاد روستا را دامداری (صرفاً گوسفند و بز)، کشاورزی خودبسنده و قالی‌بافی تشکیل می‌داد. اما جنگ جهانی اول باعث تغییراتی چشمگیر در وضع طرسک شد. زیرا از یک سو بازار بزرگ روسیه را، در پی انقلاب اکتبر آن کشور و برآمدن حکومت شوروی در ۱۲۹۶ش/ ۱۹۱۷م، بر روی محصولات ایران، از جمله محصولات دامی بست و از سوی دیگر همین واقعه موجب بیکار شدن بسیاری از پیشه‌وران صنایع دستی، از جمله نمدمالانِ دیگر روستاهای سبزوار شد. این رویداد خود سبب جابه‌جایی کلی در میان جمعیت این روستاها شد.

​در مجموع به نظر می‌رسد یکی از دلایل اصلی بی‌توجهی و به شمار نیاوردن این میراث عظیم معمارانه از سوی مورخان و پژوهشگران، عدم انتساب آن به نهاد قدرت بوده است. چراکه قنات‌ها، آب‌انبارها، یخچال‌ها، و روستاهای زیرزمینی عموماً ساختۀ دست مردمان عادی و مرتبط با جریان زندگی روزمرۀ آنان بوده و حیات آنان در گروِ آن بوده است.به همین‌ دلیل و در راستای برداشتن گامی در جهت رفع این نقیصه و همسو با آماج مردم‌نامه بر آن شدیم تا از این پس در پرونده‌های هنر و معماری بیش از پیش به این بخش از میراث هنری و معماری ایران بپردازیم.​​​​​​​

​در دوران رضا شاه، فناوری ساخت پمپ دستی و لوله‌‌های فلزی ایجاد شد. حمامی‌ها می‌توانستند با لوله‌کشی داخلی، حمام را به دوش مجهز کنند. اما اشکالات کار فراوان بود، اشکالاتی که در دو بعد فرهنگی و اقتصادی می‌توان آنها را تقسیم کرد. در بعد فرهنگی، مردم مسلمان ایران  فقط «غسل» در خزانه را صحیح می‌دانستند و دوش را که تازه به میدان آمده بود و هنوز قوانین دینی درباره آن‌ها وجود نداشتند، مورد اقبال قرار نمی‌دادند. در بعد اقتصادی هم آبی که از لوله‌های دوش خارج می‌شد، به چاه کنار حمام می‌ریخت و دیگر وارد چرخه حمام نمی‌شد.

عکس: کانال اینستاگرام روستای طرسک​​​​​​​

 شماره ۱۶ و ۱۷

آب در فرهنگ مردم (روستای میمند)​​​​​​​

​تنبیه و مراقبت در مدارس نوین

(فرهاد دشتکی‌نیا - شماره ۱۶ و ۱۷ مردم‌نامه)

تاريخ ذهنيّت در تك‌نگاری‌های غلامحسين ساعدی​​​​​​​

(مجید لباف خانیکی- شماره ۱۶ و ۱۷ مردم‌نامه)

(محمدعلی علوی‌کیا - شماره ۱۶ و ۱۷ مردم‌نامه​​​​​​​)

​​ساعدی روانپزشك بود. در دانشگاه تبريز تحصيل كرده بود و در رساله‌اش نقش عوامل اجتماعی در بروز بحران‌های روانی را مطالعه كرده بود. چنين پيشينه‌ای سبب شده بود تا در تك‌نگاری‌هايش بيش از آن‌كه مانند سفرنامه‌نويسان راوی صرف ديده‌ها و شنيده‌ها باشد، از دريچه حرفه‌اش به موضوع بنگرد و وجوه تاريك و ناشناخته و گم‌وگورِ ذهن و روان و باورهای متعارف و گاه نامتعارف سوژه‌هايش را بازنمايی كند. او در تك‌نگاری‌هايش، ضمن توصيف بودباش مردمان کوچه پس‌کوچه‌ها، کوشیده است بر ریشه‌های باور و ذهنیت آن مردمان پرتوی بیفکند.

​​از بهترین برنامه‌های مدارس نوین مراقبت مدیران و رؤسای معارف بر روند تعلیم و تربیت بود. این مراقبت عمدتاً در سه حوزه آموزش، بهداشت و تشویق و تنبیه می‌باید صورت بگیرد. مدیران مدرسه در پذیرش کودکان و نوآموزان مراقبت‌های بهداشتی را می‌باید به عمل ‌آورند. اطفال نوآموز باید از طبیب صحی مدارس تصدیق در دست داشتند که نشان دهد مبتلا به کچلی، اگزما، زرد زخم و جرب و سایر امراض مسریه یا تقرحات سیفلیسی و گرانولاسیون نیستند و در مدت تحصیل نیز امراض دیگر مانند آبله، سرخک، مخملک، سیاه سرفه و ورم غده نگیرند.

​​میمند مرکز دهستان میمند، شهرستان شهربابک، واقع در استان کرمان است. یکی از مهم‌ترین فناوری‌های بومی تأمین آب در میمند، سیستم قنات است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. قنات‌ها همیشه نقش بسیار مهمی در نظام کشاورزی میمند داشته‌‌اند و بسیاری از باغستان‌های اقماری میمند به آب حاصل از قنات‌ها متّکی بوده‌اند. یکی از ویژگی‌های قنات‌های میمند، ترتیب فضایی آن‌هاست که به‌صورت متوالی یا سری بوده و ارتباط هیدرولیکی با یکدیگر دارند. این ویژگی باعث می‌شود که حداکثر استفاده از منابع آب موجود به‌عمل آید.​​​​​​​

غلامحسین ساعدی

خرید شماره ۱۶ و ۱۷

عکس: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران​​​​​​​

حسینیۀ ارشاد و تاریخش

قلعه شهرنو، از پیدایش تا تخریب

( محمدجواد عبدالهی - ویژه‌‌شماره ۱۵-۱۲ مردم‌نامه)

مسکن اجتماعی در تهران دهه ۴۰ شمسی

(صبا مدنی - ویژه‌شماره ۱۵-۱۲ مردم‌نامه)

(الهام اظهری - ویژه‌شماره ۱۵-۱۲ مردم‌نامه)

​آلونک‌نشین­هایی که از مراکز شهر به کوی نهم آبان منتقل شده بودند، از آن‌جایی‌ که قبلاً در جوار اقشار نسبتاً مرفه تهران اقامت داشتند، امکان­‌های شغلی (مشاغلی از قبیل رخت‌شویی، ماشین‌شویی، بلیط‌فروشی و...) برای آن­ها وجود داشت و از راه‌های مختلف کمک­های پولی و غیر پولی به آن­ها می‌شد و از این نظر اوضاع مالی آنها به طریقی تأمین می‌­شد. انتقال خانواده­‌ها به کوی نهم آبان مسئله مسکن را برای آنان حل کرد ولی مسئله تأمین معاش آن­ها نه تنها حل نشد که در مقایسه با قبل بدتر هم شد. ​​​​

در سال‌های بعد از انقلاب کمتر درخصوص قلعه شهرنو صحبت شده یا چندان سعی نشده که به‌خاطر آورده شود؛ اما هنوز می‌توان کسانی را پیدا کرد که به‌هرنحو با آن‌جا ارتباطی داشته‌اند. به همین بهانه و پس از گذشت چهل سال از به آتش کشیدن آن‌، تلاش کردم تا یکی از زنانی را که در قلعه کار می‌کرده بیایم و با او گفت‌وگویی داشته باشم...مونس باید یکی از آخرین زنان قلعه باشد که در ذهنش روایت‌هایی از زندگی در آن‌جا وجود دارد. او از سیزده سالگی همراه با مادرش در قلعه کار کرده و اکنون شصت‌ساله است.

تأسیس و ساخت حسینیۀ ارشاد ظاهراً در امتدادِ فعالیت محفلِ نیمه‌خصوصی‌ای است که در سال‌های ابتدایی دهۀ ۱۳۴۰ در منزل احمد علی‌بابایی، از بازاریان طرفدار محمد مصدق، جلساتی با مضامین مذهبی و اجتماعی و سیاسی برگزار می‌کردند؛ محفلی که به «انجمن ماهانه» مشهور شد و گزیده‌ای از سخنرانی‌هایی که در آن ایراد کردند در کتابی با عنوانِ گفتار ماه منتشر شد. خودِ این محفل به دنبال محدودیت‌های ساواک بر سخنرانی‌های مسجد هدایت، به‌خصوص سخنرانی‌های سیّدمحمود طالقانی، شکل گرفت.​​​​​​​

​روزنامه آیندگان - ۱۲ اسقند ۵۷

طرح: اوژن آفتاندلیانس

منبع: خدیجه کیاکجوری

ویژه‌شماره ۱۵-۱۲

تاریخ معماری مردمی

شهر جا مانده است (نگاهی به رشت)​​​​​​​

(دروتا سوآپا- ویژه‌شماره ۱۵-۱۲ مردم‌نامه)

نویسنده‌ای که واقعیت ثابت را قبول نمی‌کند

(سمانه محسنی - ویژه‌شماره ۱۵-۱۲ مردم‌نامه)

(زهره توحیدی - ویژه‌شماره ۱۵-۱۲ مردم‌نامه​​​​​​​)

اولگا توکارچوک (نویسنده لهستانی متولد ۱۹۶۲ میلادی)، چند سال پیش برنده جایزه نوبل ادبیات شد. موضوعاتی که او مطرح می‌کند بیش‌تر مسائلِ روز هستند که مردم عصر معاصر با آن‌ها گرفتار هستند؛ ازجمله هویت و بحران آن، گذر زمان، گذرا بودن انسان، و مرگ. نگاه توکارچوک به انسان پرمحبت و دلسوزانه اما درعینِ‌حال انتقادی است. وی انسان را موجودِ ناپایدار و شکننده در مقابل درد و تأثیر زمان می‌بیند. توکارچوک با نگاه «وارونه» خود نشان می‌دهد که انسان بیش‌تر از آنچه فکر می‌کند درمانده‌ و تسلیمِ سرنوشت است.

در دهه دوم قرن بیستم، با وجود ساخته‌شدن نخستین خیابان مدرن، یعنی خیابان پهلوی (امام خمینی فعلی)، هنوز پای زنان چندان به گردش در شهر باز نشده بود. زنانی که با لباس‌های مد روز در خیابان‌ها قدم می‌زدند و در کافه‌قنادی‌ها می‌نشستند، عمدتاً از جامعه ارامنه شهر بودند. ​​​​​​​شب‌های تابستان، سبزه‌میدان شلوغ بود. مردم گروهی و تک تک در معابر بین درختان باغ در نور فانوس‌های مهتابی قدم می‌زدند یا زیر چتر درختی می‌ایستادند و به موسیقی‌ای که بعضی شب‌ها در باغ نواخته می‌شد گوش می‌دادند​​​​​​​.

یکی از روش‌هایی که می‌توان از آن برای تحقیق در تاریخ معماری ایران بهره برد داستان‌نویسی است. این ممکن است در ابتدا عجیب به نظر برسد؛ این‌که نوشتن داستان چطور می‌تواند روشی برای تحقیق در تاریخ معماری ایران باشد. داستان نوشتن کار نویسندگان است و عنصر اصلی آن خیال است؛ اما در تاریخ معماری ما با رویدادها سر و کار داریم​​​​​​​. اما آیا هر رویدادی که در گذشته رخ داده گوهری داستانی نداشته و داستانی بالقوه نبوده است؟ آیا محقق تاریخ معماری در پی یافتن داستانی که بقایای گذشته را روایت می‌کند نیست؟ 

عکس: تیلو اشمولگن - رویترز

عکس: فرشید نصر‌آبادی

خرید ویژه‌شماره ۱۵-۱۲

در دیگر شماره‌ها

آثار مولانا از منظر تاریخ معماری مردم

دور از دیار، در دیاری نو

(افسانه نجم‌آبادی - شماره ۴ و ۵ مردم‌نامه)​​​​​​​

خرید شماره ۱
خرید شماره ۴ و ۵
خرید شماره ۶ و ۷

بازگویی روایاتی از یک عکس

(مهرداد قیومی بیدهندی - شماره ۶ و ۷ مردم‌نامه)

(تورج اتابکی - ترجمه شهرام غلامی - شماره ۱ مردم‌نامه)

​تاریخ‌نگاران و دیگر نویسندگان به روش‌هایی متفاوت از آلبوم‌ها و عکس‌های خانوادگی استفاده می‌کنند. با تحلیل بصری و استفاده از روش‌های ملهم از روانکاوی، برخی از پژوهشگران از عکس‌ها برای واشکافی مناسبات بین اعضای خانواده بهره می‌برند. ولی من استفاده از روش‌های تاریخ‌نگاران «اشیا روزمره» را پربارتر یافته‌ام. عکس، به ویژه عکس‌های خانوادگی، به قول شری ترکل، اشیایی «خاطره برانگیز» هستد و جدایی‌ناپذیری اندیشه و احساس را در رابطه ما با اشیا برمی‌نمایند.

آنچه «تاریخ معماری مردم» یا «تاریخ مردم در معماری» را از دیگر اقسام تاریخ معماری ممتاز می‌کند ویژگی‌ای در موضوع، یا ویژگی‌ای در روش نیست؛ بلکه ویژگی‌ای در دیدگاه است. در نگاهی وسیع‌تر، می‌توان معماری را افزون بر محصول معماری، به عاملان معماری و مسیر معماری و همۀ ساز و کارهای مربوط به آن اطلاق کرد. مقصود از معماری مردم جستنِ عکس مردم و رنگ مردم در هر معماری‌ای است. در سخن مولانا شواهد بسیاری از بناهای عوام یا زندگی عوام در بناها هست؛ از جمله خانه و مسجد.

کارگران هندی صنعت نفت ایران، نزدیک به نیم قرن شکل‌های گونه‌گون کاری را تجربه کردند. آنان با استخدام اجباری به عنوان کارگر  متعهد خدمت در زمان جنگ، کارگر آزاد روزمزد و یا کارگر استخدام شده با قرارداد‌های جمعی شکل گرفته بر اساس قوانین کار مستعمراتی، در صنعت نفت ایران جای گرفتند. با حفظ پس‌زمینه استعماری، هدف این پژوهش جز این نیست که گزارشی از کارنامه و زمانه این کارگران به دست دهد. اینکه بود و باششان، کار و زندگی‌شان چگونه بود و قبول و رد جامعه میزبان را چگونه برتافتند.

​صدا و تصویر محذوفین در مطبوعات طنز​​​​​​​

تاریخ سرقت در ایران​​​​​​​

(لطف‌الله کارگری آریان و مرتضی افشار - شماره ۸ و ۹ مردم‌نامه)

خرید شماره ۴ و ۵
خرید شماره ۸ و ۹
خرید شماره ۲ و ۳

تاریخ هنر مردم در آثار پرویز تناولی ​​​​​​​

(فرهاد دشتکی‌نیا - شماره ۲ و ۳ مردم‌نامه)​​​​​​​

(حسین بیاتلو - شماره ۴ و ۵ مردم‌نامه)​​​​​​​

​​آثار تناولی شامل چند موضوع است که وی آنها را - که تقریبا در  همه آثارش مشترکند- در این بسترها به نمایش می‌گذارد. از آثاری که تناولی در ساخت و به تصویر کشیدن آن تلاش‌هایی کرده و آثاری را درباره آن خلق کرده، شیر است؛ که گاهی تنها و گاهی همراه با خورشید به کار رفته است. وی از این نماد یا به عبارتی دیگر از این عنصر تصویری در آثار مختلف تجسمی بهره برده است. شیر در فرهنگ و تاریخ ایران نقش بسیار پررنگی دارد. تصویر ۸ [بالا] یاد‌آور شیر‌های سنگی بختیاری است.

جنبش مشروطه زمینه انتشار جراید تخصصی طنز را در ایران فراهم کرد. پنج ماه پس از صدور فرمان مشروطیت، طنزنامه آذربایجان (بهمن ۱۲۸۵- آبان ۱۲۸۶ش.) منتشر شد که حامی‌اش ستارخان بود و الگویش طنزنامه مشهور ملانصرالدین ‌‌(۱۳۱۰-۱۲۸۵ش.) که آن سال‌ها در تفلیس منتشر می‌شد.‌مهم‌ترین مانع طنزنامه‌ها سانسور بود و طنزپردازان مجبور بودند همواره دست به عصا حرکت کنند. علی‌رغم محدودیت‌هایی مانند سانسور، طنزنامه‌ها علاوه بر ایجاد انبساط خاطر، تاثیر عینی قابل توجهی در جامعه داشتند.

​​​سرقت به شکل‌های مختلف و با روش‌ها و شیوه‌های متفاوتی انجام‌ می‌شد. در واقع، سارقان برای ارتکاب سرقت روش‌های جدیدی اتخاذ می‌کردند و از آنجا که تکرار یک شیوه موجب آگاهی مردم و ناکارآمدی آن می‌شد، در طول تاریخ اسلام‌، تنوع و گوناگونی شیوه‌های سرقت دیده می‌شود. در دزدی‌های شهری، دزدی و سرقت از مغازه‌ها و دکاکین از شایع‌ترین نمونه‌های سرقت در ایران و جهان اسلام محسوب می‌شد. برخی از دکان دارها، برای ممانعت از سرقت، شب را در دکان خود سپری می کردند.

سایت پرویز تناولی