شماره‌های پیشین​​​​​​​

فهرست مقاله‌ها

حسینیۀ ارشاد و تاریخش

قلعه شهرنو، از پیدایش تا تخریب

( محمدجواد عبدالهی - ویژه‌‌شماره ۱۵-۱۲ مردم‌نامه)

مسکن اجتماعی در تهران دهه ۴۰ شمسی

(صبا مدنی - ویژه‌شماره ۱۵-۱۲ مردم‌نامه)

(الهام اظهری - ویژه‌شماره ۱۵-۱۲ مردم‌نامه)

در شماره‌های پیشین

​"آلونک‌نشین­هایی که از مراکز شهر به کوی نهم آبان منتقل شده بودند، از آن‌جایی‌ که قبلاً در جوار اقشار نسبتاً مرفه تهران اقامت داشتند، امکان­‌های شغلی (مشاغلی از قبیل رخت‌شویی، ماشین‌شویی، بلیط‌فروشی و...) برای آن­ها وجود داشت و از راه‌های مختلف کمک­های پولی و غیر پولی به آن­ها می‌شد و از این نظر اوضاع مالی آنها به طریقی تأمین می‌­شد. انتقال خانواده­‌ها به کوی نهم آبان مسئله مسکن را برای آنان حل کرد ولی مسئله تأمین معاش آن­ها نه تنها حل نشد که در مقایسه با قبل بدتر هم شد." ​​​​​​​

"در سال‌های بعد از انقلاب کمتر درخصوص قلعه شهرنو صحبت شده یا چندان سعی نشده که به‌خاطر آورده شود؛ اما هنوز می‌توان کسانی را پیدا کرد که به‌هرنحو با آن‌جا ارتباطی داشته‌اند. به همین بهانه و پس از گذشت چهل سال از به آتش کشیدن آن‌، تلاش کردم تا یکی از زنانی را که در قلعه کار می‌کرده بیایم و با او گفت‌وگویی داشته باشم...مونس باید یکی از آخرین زنان قلعه باشد که در ذهنش روایت‌هایی از زندگی در آن‌جا وجود دارد. او از سیزده سالگی همراه با مادرش در قلعه کار کرده و اکنون شصت‌ساله است."​​​​​​​

"تأسیس و ساخت حسینیۀ ارشاد ظاهراً در امتدادِ فعالیت محفلِ نیمه‌خصوصی‌ای است که در سال‌های ابتدایی دهۀ ۱۳۴۰ در منزل احمد علی‌بابایی، از بازاریان طرفدار محمد مصدق، جلساتی با مضامین مذهبی و اجتماعی و سیاسی برگزار می‌کردند؛ محفلی که به «انجمن ماهانه» مشهور شد و گزیده‌ای از سخنرانی‌هایی که در آن ایراد کردند در کتابی با عنوانِ گفتار ماه منتشر شد. خودِ این محفل به دنبال محدودیت‌های ساواک بر سخنرانی‌های مسجد هدایت، به‌خصوص سخنرانی‌های سیّدمحمود طالقانی، شکل گرفت."​​​​​​​

​روزنامه آیندگان - ۱۲ اسقند ۵۷

طرح: اوژن آفتاندلیانس

منبع: خدیجه کیاکجوری

تاریخ معماری مردمی

شهر جا مانده است (نگاهی به رشت)​​​​​​​

(دروتا سوآپا- ویژه‌شماره ۱۵-۱۲ مردم‌نامه)

نویسنده‌ای که واقعیت ثابت را قبول نمی‌کند

(سمانه محسنی - ویژه‌شماره ۱۵-۱۲ مردم‌نامه)

(زهره توحیدی -  ویژه‌شماره ۱۵-۱۲ مردم‌نامه​​​​​​​)

"اولگا توکارچوک (نویسنده لهستانی متولد ۱۹۶۲ میلادی)، چند سال پیش برنده جایزه نوبل ادبیات شد. موضوعاتی که او مطرح می‌کند بیش‌تر مسائلِ روز هستند که مردم عصر معاصر با آن‌ها گرفتار هستند؛ ازجمله هویت و بحران آن، گذر زمان، گذرا بودن انسان، و مرگ. نگاه توکارچوک به انسان پرمحبت و دلسوزانه اما درعینِ‌حال انتقادی است. وی انسان را موجودِ ناپایدار و شکننده در مقابل درد و تأثیر زمان می‌بیند... توکارچوک با نگاه «وارونه» خود نشان می‌دهد که انسان بیش‌تر از آنچه فکر می‌کند درمانده‌ و تسلیمِ سرنوشت است."

"در دهه دوم قرن بیستم، با وجود ساخته‌شدن نخستین خیابان مدرن، یعنی خیابان پهلوی (امام خمینی فعلی)، هنوز پای زنان چندان به گردش در شهر باز نشده بود. زنانی که با لباس‌های مد روز در خیابان‌ها قدم می‌زدند و در کافه‌قنادی‌ها می‌نشستند، عمدتاً از جامعه ارامنه شهر بودند. ​​​​​​​شب‌های تابستان، سبزه‌میدان شلوغ بود. مردم گروهی و تک تک در معابر بین درختان باغ در نور فانوس‌های مهتابی قدم می‌زدند یا زیر چتر درختی می‌ایستادند و به موسیقی‌ای که بعضی شب‌ها در باغ نواخته می‌شد گوش می‌دادند​​​​​​​."

"یکی از روش‌هایی که می‌توان از آن برای تحقیق در تاریخ معماری ایران بهره برد داستان‌نویسی است. این ممکن است در ابتدا عجیب به نظر برسد؛ این‌که نوشتن داستان چطور می‌تواند روشی برای تحقیق در تاریخ معماری ایران باشد. داستان نوشتن کار نویسندگان است و عنصر اصلی آن خیال است؛ اما در تاریخ معماری ما با رویدادها سر و کار داریم​​​​​​​. اما آیا هر رویدادی که در گذشته رخ داده گوهری داستانی نداشته و داستانی بالقوه نبوده است؟ آیا محقق تاریخ معماری در پی یافتن داستانی که بقایای گذشته را روایت می‌کند نیست؟ "​​​​​​​

عکس: تیلو اشمولگن - رویترز

عکس: فرشید نصر‌آبادی

خرید ویژه‌شماره ۱۵-۱۲

آثار مولانا از منظر تاریخ معماری مردم

دور از دیار، در دیاری نو

(افسانه نجم‌آبادی - شماره ۴ و ۵ مردم‌نامه)​​​​​​​

خرید شماره ۱
خرید شماره ۴ و ۵
خرید شماره ۶ و ۷

بازگویی روایاتی از یک عکس

(مهرداد قیومی بیدهندی - شماره ۶ و ۷ مردم‌نامه)

(تورج اتابکی - ترجمه شهرام غلامی - شماره ۱ مردم‌نامه)

​"تاریخ‌نگاران و دیگر نویسندگان به روش‌هایی متفاوت از آلبوم‌ها و عکس‌های خانوادگی استفاده می‌کنند. با تحلیل بصری و استفاده از روش‌های ملهم از روانکاوی، برخی از پژوهشگران از عکس‌ها برای واشکافی مناسبات بین اعضای خانواده بهره می‌برند. ولی من استفاده از روش‌های تاریخ‌نگاران «اشیا روزمره» را پربارتر یافته‌ام ... عکس، به ویژه عکس‌های خانوادگی، به قول شری ترکل، اشیایی «خاطره برانگیز» هستد و جدایی‌ناپذیری اندیشه و احساس را در رابطه ما با اشیا برمی‌نمایند."

"آنچه «تاریخ معماری مردم» یا «تاریخ مردم در معماری» را از دیگر اقسام تاریخ معماری ممتاز می‌کند ویژگی‌ای در موضوع، یا ویژگی‌ای در روش نیست؛ بلکه ویژگی‌ای در دیدگاه است. در نگاهی وسیع‌تر، می‌توان معماری را افزون بر محصول معماری، به عاملان معماری و مسیر معماری و همۀ ساز و کارهای مربوط به آن اطلاق کرد. مقصود از معماری مردم جستنِ عکس مردم و رنگ مردم در هر معماری‌ای است...در سخن مولانا شواهد بسیاری از بناهای عوام یا زندگی عوام در بناها هست؛ از جمله خانه و مسجد."

​"کارگران هندی صنعت نفت ایران، نزدیک به نیم قرن شکل‌های گونه‌گون کاری را تجربه کردند. آنان با استخدام اجباری به عنوان کارگر  متعهد خدمت در زمان جنگ، کارگر آزاد روزمزد و یا کارگر استخدام شده با قرارداد‌های جمعی شکل گرفته بر اساس قوانین کار مستعمراتی، در صنعت نفت ایران جای گرفتند. با حفظ پس‌زمینه استعماری، هدف این پژوهش جز این نیست که گزارشی از کارنامه و زمانه این کارگران به دست دهد. اینکه بود و باششان، کار و زندگی‌شان چگونه بود و قبول و رد جامعه میزبان را چگونه برتافتند."

​صدا و تصویر محذوفین در مطبوعات طنز​​​​​​​

تاریخ سرقت در ایران​​​​​​​

(لطف‌الله کارگری آریان و مرتضی افشار - شماره ۸ و ۹ مردم‌نامه)

خرید شماره ۴ و ۵
خرید شماره ۸ و ۹
خرید شماره ۲ و ۳

تاریخ هنر مردم در آثار پرویز تناولی ​​​​​​​

(فرهاد دشتکی‌نیا - شماره ۲ و ۳ مردم‌نامه)​​​​​​​

(حسین بیاتلو - شماره ۴ و ۵ مردم‌نامه)​​​​​​​

​​"آثار تناولی شامل چند موضوع است که وی آنها را - که تقریبا در  همه آثارش مشترکند- در این بسترها به نمایش می‌گذارد. از آثاری که تناولی در ساخت و به تصویر کشیدن آن تلاش‌هایی کرده و آثاری را درباره آن خلق کرده، شیر است؛ که گاهی تنها و گاهی همراه با خورشید به کار رفته است. وی از این نماد یا به عبارتی دیگر از این عنصر تصویری در آثار مختلف تجسمی بهره برده است. شیر در فرهنگ و تاریخ ایران نقش بسیار پررنگی دارد. تصویر ۸ [بالا] یاد‌آور شیر‌های سنگی بختیاری است."​​​​​​​

"جنبش مشروطه زمینه انتشار جراید تخصصی طنز را در ایران فراهم کرد. پنج ماه پس از صدور فرمان مشروطیت، طنزنامه آذربایجان (بهمن ۱۲۸۵- آبان ۱۲۸۶ش.) منتشر شد که حامی‌اش ستارخان بود و الگویش طنزنامه مشهور ملانصرالدین ‌‌(۱۳۱۰-۱۲۸۵ش.) که آن سال‌ها در تفلیس منتشر می‌شد.‌مهم‌ترین مانع طنزنامه‌ها سانسور بود و طنزپردازان مجبور بودند همواره دست به عصا حرکت کنند. علی‌رغم محدودیت‌هایی مانند سانسور، طنزنامه‌ها علاوه بر ایجاد انبساط خاطر، تاثیر عینی قابل توجهی در جامعه داشتند."​​​​​​​

​​​"سرقت به شکل‌های مختلف و با روش‌ها و شیوه‌های متفاوتی انجام‌ می‌شد. در واقع، سارقان برای ارتکاب سرقت روش‌های جدیدی اتخاذ می‌کردند و از آنجا که تکرار یک شیوه موجب آگاهی مردم و ناکارآمدی آن می‌شد، در طول تاریخ اسلام‌، تنوع و گوناگونی شیوه‌های سرقت دیده می‌شود. در دزدی‌های شهری، دزدی و سرقت از مغازه‌ها و دکاکین از شایع‌ترین نمونه‌های سرقت در ایران و جهان اسلام محسوب می‌شد... برخی از دکان دارها، برای ممانعت از سرقت، شب را در دکان خود سپری می کردند."​​​​​​​