جغرافیایِ فرهنگی و جغرافیایِ طبیعی ساز تنبور

با شنیدنِ نامِ سازِ تنبور، موسیقی مناطق غرب کشور علی‌الخصوص کرمانشاه در ذهن متبادر می‌شود، اما به دلیل شرایط فرهنگی و مهاجرت‌های تاریخی، این ساز در گستره سرزمین ایران حضور دارد.

به عقیده سید سلمان حسینی امروزه دیگر نمی‌توان تفاوت اجرای ساز تنبور را فقط در «مقام» آنها دانست، بلکه اکنون حتی در «لحن» و «لهجه» هم با نواختن‌های متفاوت این ساز رو به رو هستیم. وی دو مرزبندی را معرفی می‌کند که به کمک مواجهه شنیداری‌ خود در اجراهای سازِ تنبور کسب کرده است: «جغرافیایِ طبیعی» و «جغرافیایِ فرهنگی»؛ و جغرافیایِ فرهنگی را این گونه توضیح می‌دهد: «به طور مثال کسی که یارسانی است با تنبور عجین است و ما [منظور نوازندگانِ ساز تنبور] قبول داریم که جغرافیایِ فرهنگی این ساز امروزه در دست «یارسان» است؛ به این معنی که هر که یارسانی است تنبور می‌نوازد و در خانواده یارسانی‌ها نسل در نسل نواختن تنبور وجود داشته است و مهم نیست که یارسانی‌ها در کجا سکنی می‌گزینند، چه یارسانِ گوران یا صحنه باشند چه یارسانِ لرستان باشند. این تعریف برای ما مبرم است که جغرافیایِ فرهنگی تنبور در دست یارسانی‌ها است.

اما از طرف دیگر با تعریف جغرافیایِ طبیعی تنبور رو به رو هستیم این مرزبندی این گونه شرح داده می‌شود که اکثر نوازندگان تنبور مناطق صحنه وگوران این ساز را حفظ کرده‌اند در صورتی که این ساز در مناطقی مانند دینِوَر یا لرستان به طور کلی از بین رفته است ولی در منطقه‌ای مانند شیراز اکثر افرادِ «اهل حق» تنبور می‌نوازند در صورتی که نوازش تنبورشان لحن و لهجه آن منطقه را به خود گرفته است.

از این روست که تنبورنوازی در مناطقی از همدان لحن ترکی و نیز در زنجان لحن و لهجه قوپوز ترکی به خود گرفته است. او بر این باور است که این تغییرات در صدای تنبور، به دلیل خواندن اذکاری همراه با نواختن آن، ایجاد شده است؛ بدین سبب تاثیر زبان هر منطقه این‌گونه بر ساز تنبور غالب شده است. این نوشتار بر مبنای مصاحبه‌ای است که نگارنده با سید سلمان حسینی نوازنده به‌نام منطقه صحنه کرمانشاه داشته است.


سارا فِیلی، دانشجوی کارشناسی ارشد اتنوموزیکولوژی،

پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

 

 

 

نوشته‌های اخیر