وبگاه تاریخ مردم

دوشنبه, ۱۹ آذر , ۱۳۹۷
English
فارسی

زندگینامه

خانه » زندگینامه » زندگینامه

 

 

پدرخوانده مستشرقان فرانسوی

بارون آنتوان ایزاک سلوستر دو ساسی (۱۷۵۸-۱۸۳۸م)/ ANTOINE ISAAC SILVESTRE DE SACY (یهودی): مورّخان اتفاق نظر دارند که «بارون آنتوان اسحاق سلوستر دو ساسی» کسی است که  استشراق را به معنای علمی آن پایه‌گذاری کرده است. دو ساسی،‌ فعالیت‌های خود را متمرکز بر ادبیات و نحو کرد؛ وی نسخ خطی عربی- اسلامی بسیاری در پاریس جمع‌آوری کرد و اوّلین مدرسه زبان عربی را در پاریس بنیاد نهاد. تلاش بسیاری کرد تا از پاریس مرکزی برای مطالعات عربی بسازد. مستشرقان اروپایی و به‌ویژه آلمانی به پاریس آمدند و شاگرد وی شدند. حسب معلومات،‌گومار جغرافی‌دان و دو ساسی مستشرق، اولین  کسانی هستند که رفاعه رافع الطهطاوی را کشف کرده و پی به توان وی در زبان‌دانی و ترجمه بردند؛ بنابراین،‌ وی را بدین سمت سوق دادند[۱]؛ در دوازده سالگی شروع به آموختن عبری کرد؛ به‌علاوه به آموختن سایر لغات سامی- غیر از عربی- هم همّت گماشت؛ ‌در کنار آن آلمانی، انگلیسی،‌ اسپانیایی  و ایتالیایی هم یادگرفت؛ بعدها وی برای درک بهتر عبری و فرهنگ‌های مجاور با عبری،‌ به آموزش عربی روی آورد. در ۱۷۹۳م کتاب پژوهش‌های در آثار باستانی فارس را به چاپ رساند؛ در ۱۸۰۵م نحو عربی، برای استفاده دانش آموزان مدرسه ویژه زبانهای شرقی، را تألیف کرد. این کتاب بعدها مداوم تجدیدچاپ شد؛ به‌علاوه این کتاب به زبانهای انگلیسی، آلمانی و دانمارکی نیز ترجمه شد. در ۱۸۳۳م خود مدیر مدرسه زبانهای شرقی شد. در۱۸۱۲م مقامات حریری را منتشر کرد.[۲] او عربی، فارسی و ترکی را به خوبی یاد گرفت و در کتابخانه ملی پاریس به تحقیق و نشر نسخ خطی پرداخت. در۱۸۰۶م به عنوان استاد کرسی زبان فارسی در کولژ دو فرانس انتخاب شد؛‌ البته وی از ۱۸۰۴ م در آنجا ترکی و فارسی را تدریس می‌کرد.[۳] در زمان او فرانسه تبدیل به قِبله مستشرقان گردید و از همه اروپا بدانجا سرازیر شدند و استشراق رنگ و بوی فرانسوی به خود گرفت. دو ساسی با حکومت فرانسه همکاری کرد و بیانه‌های اشغال الجزائر و اشغال مصر به وسیله ناپلئون در ۱۷۹۷م را به عربی ترجمه ‌کرد.[۴] او کراراً در مورد مسائل دیپلماتیک مربوط  به مشرق زمین طرف مشورت وزیر خارجه فرانسه قرار می‌گرفت و گاه طرف مشورت وزیر جنگ هم.[۵] ساسی نخستین رئیس انجمن آسیایی

فرانسه(College de France= هنوز هم موجود است)بود که در سال۱۸۲۲م بنیان گذارده شد. اما این تنها موجب عجین شدن نام او با آغاز عصر شرق‌شناسی نوین نیست؛ موجب آن است که کار او عملاً مجموعه منظم و کاملی از متون و همچنین یک راه و روش تدریس و یک سنّت محققانه و یک رابطه مهم بین تحقیق شرق‌شناسانه و سیاست دولت را در اختیار حرفه شرق‌شناسی قرار می‌داد.[۶] میراث«زنده» دو ساسی که همانا پیروانش بودند، شگفت‌آور بود؛ نسب علمی و فرهنگی یک‌یک عربی‌دانان و عرب‌شناسان اروپایی در قرن نوزدهم میلادی به او می‌رسد.[۷]

تألیفات: مقامات حریری۱۸۲۲م؛ الفیه۱۹۳۳م؛ تاریخ قانون پادشاهی در مصر از زمان غزو عربی۱۸۰۵-۱۸۱۸م؛ آنتولوژی نحو۱۸۲۹م؛ دین دروز دو جلدی۱۸۳۸م؛ منتخب ادبیات عربی۱۸۰۶م؛ یادداشت‌های پیرامون تاریخ عرب قبل از محمد۱۷۸۵م؛ خاطراتی از کوه‌های کرمانشاه۱۸۱۵م؛ یادداشت‌های پیرامون تاریخ ادبیات شرق۱۸۱۸م.[۸] ترجمه‌ها: فریدالدین عطار؛ احمد ابن علی مقریزی؛‌ مقامات حریری؛ حیات صوفیه؛ کلیله و دمنه، تحقیق۱۸۱۶م؛ ترجمه انجیل به سریانی و عربی.[۹] پندنامه،‌تحقیق و ترجمه۱۸۱۹م؛ ترجمه فصل‌های از کتاب روضه الصفای میرخواند۱۸۳۷م.[۱۰]

ــــ سیدجلال محمودی

 

[۱] . جاذبیه الإستشراق الفرانسی؛ ص۲۰

[۲] . بدوی،‌ عبدالرحمن(۱۹۹۳م)؛ موسوعه المستشرقین؛ بیروت: دارالعلم للملایین؛ چاپ سوم؛صص۳۳۴ – ۳۳۶٫

[۳] . موسوعه المستشرقین؛ ص۳۳۶٫

[۴] . جاذبیه الإستشراق الفرانسی؛ ص۲۱ و نگاه کنید به: شرق شناسی؛ ص۱۸۹

[۵] . شرق شناسی؛ ص۱۸۹

[۶] .همانجا

[۷] . همان، ص۱۹۶٫

[۸] . جاذبیه الإستشراق؛ ص۲۲

[۹] . همانجا

[۱۰] .موسوعه المستشرقین، ص۳۳۹

 

 


به مناسبت سالگرد تولد مجتبی مینوی

مینوی در ۱۹ بهمن ۱۲۸۲ ش. در تهران متولد شد و در سه سالگی به همراه خانواده اش به سامرا رفت. تحصیلات ابتدایی را به روش معمول زمان در آن شهر از مکتب آغاز کرد. در ۹ سالگی به تهران بازگشت و در مدارسی چون امانت، اسلام، افتخاریه، سپهر، دارالفنون و دارالمعلمین مرکزی به تحصیل پرداخت و دوران مطالعات و تحصیلات عالی خود را در لندن گذرانید.

او کارش را با معلمی آغاز کرد و پس از چندی که همراه پدرش راهی گیلان شد، در عدلیه لاهیجان به کار دفترداری پرداخت. پس از مراجعت به تهران، تند نویس مجلس شورای ملی شد و پس از مدت کوتاهی به خدمت وزارت معارف درآمده ریاست کتابخانه معارف را که بعدها نام کتابخانه ملی گرفت، عهده دار گردید. چندی بعد سرپرستی محصلین ایرانی در پاریس و لندن به او واگذار شد. مینوی در فاصله سالهای ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۰ ش. ضمن اشتغال در دانشگاه تهران، به رایزنی فرهنگی سفارت ایران در ترکیه منصوب شد. نتیجه تحقیقات و مطالعات او در ترکیه، تعداد قابل توجهی میکروفیلم از نسخ نفیس ادبیات ایرانی است که اکنون در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری می شود.

مینوی پس از بازگشت از ماموریت ترکیه، همچنان به تدریس و تحقیق در دانشگاه تهران مشغول بود تا در سال ۱۳۴۸ش. بازنشسته شد. آخرین شغل او سرپرستی بنیاد شاهنامه بود.

تجربه کار و زندگی مینوی این امکان را به او داد تا به زبان های عربی، انگلیسی و فرانسه تسلط یافته با افراد نامداری چون صادق هدایت، مسعود فرزاد و بزرگ علوی گروه چهار نفره ای را در برابر گروه ادبای سبعه ملک الشعرا بهار، عباس اقبال، رشید یاسمی، سعید نفیسی، بدیع الزمان فروزانفر و محمد قزوینی تشکیل داد. این گروه به انتقاد از بزرگانی می پرداختند که به گفته مینوی ” هر مجله و کتاب و روزنامه ای که منتشر می شد از آثار قلم آنها خالی نبود” و آثار آنها از نظر این گروه جوان به دلیل کهنه پرستی مورد انتقاد بود.

از مینوی آثار تالیف، ترجمه و تصحیح بسیاری بر جای مانده است.

از جمله آنها می توان به تالیف

 

” آزادی و آزاد فکری”،  ” فردوسی و شعر او”

 

و تصحیح ” نامه تنسر”، ” نوروزنامه”، “ویس و رامین”، ” مصنفات افضل الدین کاشانی”، ” عیون الحکمه”، ” کلیله و دمنه”، ” سیرت جلال الدین منکبرنی”، ” تنکسوق نامه یا طب اهل ختا”، ” احوال و اقوال شیخ ابوالحسن خرقانی به ضمیمه منتخب نور العلوم”، ” اخلاق ناصری” و ترجمه آثاری چون ” کشف دو لوح تاریخی همدان”، ” معلومات تاریخی درباره آثار ملی اصفهان و فارس”، ” اطلاع شهر پارسه”، ” کشف الواح تاریخی بنای تخت جمشید” از هرتسفلد و ” وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان” اثر آرتور کریستن سن و …. اشاره کرد.

 

 

برای مطالعه بیشتر به مقاله (“استاد مجتبی مینوی” نوشته مهری باقری میشتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز، ۱۳۵۵، شماره ۱۲۰ و مجموعه پژوهشگران معاصر ایران، تالیف هوشنگ اتحاد رجوع بفرمایید.)

 

 

 


❇️ به مناسبت سالگرد درگذشت آیت العلماء سید علی آقای قاضی، با مردم نامه همراه باشید:

 

آیت الحق سید علی آقا قاضی، عارف بزرگ و نامدار،  عالم برجسته و استاد اخلاق حوزه علمیه نجف در تبریز متولد شد.

پدرش سید حسین از شاگردان میرزای شیرازی در سامرا بود که علاوه بر تفسیر مختصری بر قرآن، تفسیری بر سوره فاتحه و تفسیری ناتمام بر سوره انعام نیز نوشته بود.

علی آقا پس از درس آموزی در محضر استادان حوزه علمیه زادگاهش تبریز به نجف سفر کرد و از دروس استادانی چون آخوند خراسانی، شیخ محمد بهاری، شیخ محمد حسن مامقانی، فاضل شربیانی، سید احمد کربلایی و … بهره برد و در ۲۷ سالگی به مقام اجتهاد رسید.

اعتقادش بر این بود که:

” اگر کسی که طالب راه و سلوک طریق خدا باشد برای پیدا کردن استاد این راه، نصف عمر خود را در جستجو و تفحص بگذارد تا آن استاد را پیدا کند، ارزش دارد و کسی که به استاد کامل رسید، نصف راه را طی کرده است.”

از جمله آثار او می توان به موارد زیر اشاره کرد:

🔴شرحی ناتمام بر دعای سمات:

وی این اثر را در دو سال پایانی عمر خود و به عربی نوشت و به سبب بیماری موفق به اتمام آن نشد و فقط حدود یک‌سوم این دعا را شرح کرد که نخستین بار در ۱۳۸۴ش در تهران به چاپ رسید. او به خواندن این دعا در عصرهای جمعه ملتزم بود و جلسۀ خواندن این دعا و شرح آن در منزلش در نجف برگزار می‌شد.

🔴تفسیر قرآن کریم

از ابتدا تا آیۀ ۹۱ سورۀ انعام که ظاهراً نسخه‌ای از آن در لندن موجود است. او را می‌توان  پایه‌گذار شیوۀ تفسیری قرآن با قرآن دانست. ظاهراً روش او در تفسیر، در شیوۀ تفسیری شاگردش، سید محمدحسین طباطبائی، در تفسیر المیزان مؤثر بوده است.

🔴تصحیح و تحقیق الارشاد، اثر شیخ مفید

این اثر را در ۱۳۰۶ در ۲۱ سالگی به انجام رساند و در تهران چاپ سنگی شد.

⬅️قاضی علاوه بر ارشاد، بر برخی کتاب‌های دیگر نیز تعلیقات نوشته است؛ از جمله بر مثنوی مولوی وفتوحات ابن عربی، که هیچ یک تا کنون منتشر نشده است.

وی در ادبیات عرب مهارت داشت و شعر نیز می‌سرود.قصیدۀ غدیریۀ او به زبان عربی، که آن را در ۱۳۱۶ش سروده است، شهرت دارد. او غدیریه‌ای هم به زبان فارسی سروده است.

قاضی به نظام آموزشی و برخی کتاب‌های درسی حوزه‌های علمیه انتقاد داشت، خصوصاً در مورد  کتاب‌های درسی عقیده داشت که باید کتاب‌های جدید جانشین متون قدیمی شوند، حتی از شاگردش، عباس قوچانی، خواست که جواهر الکلام اثر محمد حسن نجفی را از نو تحریر کند و او هم ۲۱ جلد از دورۀ ۴۳ جلدی این کتاب را با تحقیق و تعلیق خود نوشت. این اثر در ۱۳۶۵ش در تهران منتشر شد.

وی همچنین شاگردانش را به مطالعۀ فلسفه و عرفان نظری تشویق می‌کرد و شاگردش، عباس قوچانی، تنها کسی بود که در نجف در آن دوره فلسفه درس می‌داد.

علاقه او به ابن عربی و مولوی و دلبستگی و مراوده با یکی از صوفیان نجف به نام بهار علیشاه موجب بروز مخالفت هایی با او شد.

میرزا مهدی اصفهانی از علمای مشهد که با بسیاری از آموزه های فلسفی و عرفان نظری مخالف بود و سید عبدالغفار مازندرانی از جمله مشهورترین مخالفان او بودند.

از او کرامات بسیاری نقل شده که حاکی از جایگاه و مرتبه عرفانی اوست.

📚 برای مطالعه بیشتر بنگرید به:

📔آیت الحق: شرح احوال سید العلماء حضرت سید علی آقا قاضی، به قلم سید محمد حسن قاضی، ترجمه محمدعلی قاضی نیا، حکمت، ۱۳۹۲٫

 

📕مجموعه گلشن ابرار، جلد ۴، زندگی نامه “سید علی آقا قاضی طباطبایی تبریزی”  از سید حسین سجادی.

 

📒مرتضی صالحی، حضرت آیت الله مرحوم علامه حاج سید علی آقا قاضی، مجله خُلُق، فروردین تا تیر ۱۳۸۷-شماره ۴و۵، صفحه ۱۲۲٫

 

📗دانشنامه جهان اسلام، “مدخل قاضی طباطبائی” از سعید طاوسی مسرور، بازیابی: ۲۳ فروردین ۱۳۹۳٫

 

 

 

 

 


 

ابوالحسن فروغی پسر محمد حسین فروغی و برادر محمد علی فروغی در سال ۱۳۰۱ ق. به دنیا آمد. پدرش از سرآمدان فرهنگ زمان خود و موسس روزنامه تربیت بود. او در سال ۱۳۱۲ق. به مدرسه دارالفنون رفت و پس از اتمام دوره تحصیل در آنجا برای تکمیل زبان فرانسه وارد مدرسه آلیانس شد. پس از آن به دلیل تبحر در زبان فرانسه به سمت مترجمی دانتان معلم طبیعی دارالفنون (در شعبه طب) برگزیده شد. پس از آن افتخار تدریس در مدرسه دارالفنون و سپس مدرسه علوم سیاسی در رشته تاریخ و تاریخ طبیعی را به دست آورد.

فروغی در سال ۱۲۹۸ش. دارالمعلمین مرکزی را تاسیس کرد و در فاصله سالهای ۱۲۹۸ تا ۱۳۰۷ ش. خود مدیریت آن را بر عهده داشت.

در این مرکز استادانی چون غلامحسین رهنما، اسماعیل مرآت، عباس اقبال آشتیانی، علی اکبر سیاسی، رضا زاده شفق، بدیع الزمان فرورانفر، عیسی صدیق و … به تربیت معلم برای  مقاطع ابتدایی و عالی اشتغال داشتند.

فروغی به مدت سه سال سمت استادی فلسفه قدیم و جدید در دانشکده معقول و منقول را بر عهده داشت. همچنین به علت علاقه و ارادت بسیار به امام علی بن موسی الرضا علیه السلام و اعتقاد به این انر که شهر مشهد باید یکی از مراکز بزرگ علوم اسلامی باشد، در سال ۱۳۲۴ ش. تلاش وافری برای تاسیس مدرسه عالی روحانی در مشهد انجام داد اما به نتیجه نرسید.

فروغی علاقه ای وافر به تفسیر علمی و تجربی قرآن داشت و گفته شده که محفل درس او در دارالمعلمین همواره مملو از شاگردان مشتاق بود.

انتشار مجله های فروغ تربیت و اصول تربیت و آثار درخشان و ارزشمندی از جمله تحقیق در حقیقت تجدد و ملیت و تناسب این دو معنی با یکدیگر، اوراق مشوش یا مقالات مختلفه، سرمایه سعادت یا علم و آزادی، دیوان اشعار، رساله در تاریخ معاصر، تئاتر منظوم داستان خسرو و برجیس یا جوانی و جانفشانی و مقاله های مطالعه فلسفی قرآن، مردم شناسی چیست، مال و جلال در نظر حکمت و علم ثروت ملل، علوم قدیمه و جدیده، هم تعلیم ابتدایی هم معارف عالیه و …. از جمله آثار درخشان او هستند.

در ادامه بخشی از کتاب سرمایه سعادت یا علم و آزادی به قلم او را که پیشتر نوشته شده اما در سال ۱۳۲۷ق. به چاپ رسیده است، با هم می خوانیم:

👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇

” اغلب برادران ما از گرفتاری در صدمات این جهان و بیچارگی در چنگ ظلم ظالم مجال آن را ندارند که بفهمند روز است یا شب، آفتاب است یا مهتاب بلکه جز درد و رنج خود چیزی درک نمی کنند و از تشویش و اضطراب جز روی مشقت و عذاب نمی بینند….

عمده این درد و رنجها نتیجه ظلم و بیداد است و ظلم اختراعی است انسانی و در صورتی که می دانیم اغلب درد و رنج های طبیعی چاره و علاج دارد، چگونه جور و تعدی، بی علاج خواهد بود و چاره نخواهد داشت؟

علت واقعی آنکه کسی به علاج ظلم و ستم نمی پردازد آنست که مظلومین بیچاره از گرفتاری، فرصت فکر و خیال ندارند و معدودی که بالنسبه آسوده اند، یا خود ظالم اند یا به قدر کفایت دارای تذکر و تاثر نباشند، درست تصور حال مظلوم را ننمایند یا اگر بنمایند آن حس رقیق نیست که ترحم کنند و خود را مکلف به استخلاص بیچاره دانند….

مسلم است که هنوز عمده ظلمی که در عالم می شود از استبداد است که به هزار صورت در می آید. .. و بزرگترین ظلم استبداد همین که آزادی را که برای انسان اول نعمت الهی است، سلب می کند و انسان را به بندگی غیر خداوند حقیقی مجبور می نماید…..

 

 

📚  مقاله دیدارها و یادگارها: میرزا ابوالحسن فروغی، به قلم محمود نجم آبادی، مجله آینده، سال ۱۹، فروردین تا خرداد ۱۳۷۲، شماره ۱ تا ۳     و نسخه خطی سرمایه سعادت یا علم و آزادی، کتابخانه مجلس شورای ملی.